قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى
648
خلاصة التواريخ ( فارسى )
و هم در روز چهارشنبه بيست و ششم ربيع « 1 » اول سنهء مذكوره ميرزا شكر اللّه از وزارت معزول گشته ، شاه عالم « 2 » منصب وزارت ديوان اعلى را به نواب « 3 » ميرزا سلمان كه دبيرى است روشن ضمير ، كه ماه زود مسير از سرعت كتابتش انگشت تعجب « 4 » گزيدى و تير راست تدبير از غيرت ذهن صافيش بنان تفكر به دندان تحير گرفتى ، عنايت فرموده « 5 » و زمام حل و عقد امور و اهتمام مهمات مصالح جمهور به كف اقتدار او باز داد ، و ضبط ممالك و حفظ مسالك و مفاتيح ابواب ملك و ملت ، و مناظم اسباب دين و دولت به قبضهء سداد و رشاد و انامل « 6 » اهتمام و اجتهاد او متعلق گشت . و هم در اين روز منصب جليل القدر صدارت را به « 7 » سيادت و نقابت پناه ، شاه عنايت اللّه كه از سادات رفيع الدرجات و نقباى كثير البركات اصفهان بود ارزانى داشت و حل و عقد و قبض و بسط و نظم و نسق اين امر خطير را به دو تفويض فرمود و مقرر شد كه در رواج اوامر دين و تمشيت امور شرع سيد المرسلين و تعمير بقاع خيرات و توفير زروع و ربوع « 8 » محال موقوفات مساعى جميلهء مشكوره به ظهور رساند و چون بواسطهء كثرت و ازدحام خلايق در دار السلطنه علامات طاعون به ظهور رسيد ، شاه كامياب در روز چهارشنبه 23 شهر ربيع الثانى سنهء مذكوره ، تغيير منزل از دولتخانه داده ، به باغ سعادت « 9 » نزول فرمودند ، و مقرر كردند كه اگر طاعون طغيان پيدا كند ، رايات عز و جلال به جانب بلدة المؤمنين قم توجه نمايد و ايالتپناه « 10 » [ 482 ] حيدر سلطان ترخان تركمان كه هشت سال بود كه تيولدار آن ولايت بود « 11 » و بدانجا نرفته بود ، حسب الحكم متوجه آنجا شد « 12 » و حكم قضا نفاذ شرف صدور يافت كه ميت « 13 » و مردم بيمار را از قزوين به قم نبرند و اگر كسى پنهانى بدان اقدام نمايد سياست نمايند و بىرقم مطاع احدى به شهر داخل نگردد . و هم در اين اوان « 14 » مرتضى ممالك اسلام امير غياث الدين محمد ميرميران يزدى كه به درگاه عالمپناه آمده بود و در يك فرسخى دار السلطنه منزل گزيده بود ، حكم مطاع شد كه به نواحى « 15 » دار المؤمنين قم رفته ، در آن حدود باشد و به شهر داخل نشود . و هم در اين ايام سيادت و صدارتپناه مير غياث الدين « 16 » محمد ميرميران اصفهانى كه در زمان شاه جنت مكان صدر بود ، با اولاد « 17 » امجاد ميرزا مخدوم و ميرزا محمد امين مرخص شده
--> ( 1 ) - ب ، ن : ربيع الاول ( 2 ) - ن : عالمپناه ( 3 ) - ن : به ميرزا سلمان ( 4 ) - ن : « تعجب » ندارد ( 5 ) - ب ، م ، ن : فرمود ( 6 ) - م : انامل و ( 7 ) - ن : به شاه عنايت اللّه ( 8 ) - م ، ن : « ربوع » ندارد ( 9 ) - ب ، م : سعادتآباد ( 10 ) - ن : « ايالتپناه » ندارد ( 11 ) - ب : بود بدانجا رفته . م ، ن : آنجا رفته ( 12 ) - ن : شده ( 13 ) - ب : مردم را از قزوين به قم نبرند . ن : مردم از قزوين به قم نروند . م : ميت و مردم از قزوين به قم نبرند ( 14 ) - ن : در اين ايام امير غياث الدين ( 15 ) - ن : به دار المؤمنين قم رفته ( 16 ) - ن : مير غياث الدين محمد اصفهانى ( 17 ) - ب ، م : به اولاد